حكيم ابوالقاسم فردوسى

134

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

و دشت نيزه‌وران [ يمن ] . پس روم و خاور را به سلم بخشيد « 1 » و او را خاور

--> ( 1 ) - محدوده حكومت سلم شامل حدود ناحيه روم و مغرب و روس و سقلاب ( صقلاب ) و آذربايجان و اران بوده است و از جنوب به رود فرات محدود مىشده است . و نام قوم سرمت Sarmet از نام سلم ( سرم ) گرفته شده است از جمله ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 155 - 153 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 149 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 84 با پورداود ، يسنا ، ج 1 ، ص 59 - 58 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 33 ابن خردادبه ، مسالك و ممالك ، ص 15 رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 13 در متون پهلوى ، ص 142 . گرديزى اشتباهاً ناحيه مصر را نيز جزء متصرفات سلم دانسته است . زين الأخبار ، ص 39 . اما در اينجا نكته مهمى قابل ذكر است و آن نحوه بيان جهات جغرافيايى توسط حكيم فردوسى است . وى چنان كه ديده شد ، ناحيه « روم و خاور » را مملكت سلم دانسته است . اما آيا براستى روم در شرق ( خاور ) جاى دارد ؟ در جغرافياى قديم . بر خلاف امروز ، در بسيارى موارد ( و نه هميشه ) خاور را به معناى مغرب مىدانسته‌اند . گفته شده خاور بازماندهء كلمه پهلوى خوربران يا خوروران به معنى مغرب است . آن دسته كه خاور را به معناى مغرب مىدانسته‌اند ، بناگريز باختر را نيز به معناى مشرق مىآورده‌اند و حال آنكه باختر در اصل به معناى شمال و مشرق است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده خاور و حواشى معين بهار و ادب فارسى ، ج 2 ، ص 206 - 205 و از همين رو بوده كه در مقدمهء قديم شاهنامه گفته شده : « و آفتاب بر آمدن را باختر خواندند و فرو شدن را خاور خواندند » ، قزوينى ، « مقدمهء قديم شاهنامه » بيست مقاله ، ج 2 ، ص 45 . و نيز از همين رو است كه حكيم فردوسى در اينجا روم را در خاور دانسته است ، حال آنكه در جغرافياى امروز ، روم در مغرب يا باختر قرار دارد .